السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
144
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
« عدم » ، نيستى و پوچى صرف بوده و هيچ بهرهاى از ثبوت و تحقق ندارد . بنابراين ، ثبوت و نفى همان معناى وجود و عدم را افاده مىكنند . از معتزله نقل است كه : « ثبوت ، اعم مطلق از وجود مىباشد . » بر طبق اين نظر ، ممكنى كه معدوم است در همان حال عدم ، « ثابت » مىباشد و بنابراين ، « نفى » ، اخص از عدم بوده و فقط شامل معدوم ممتنع مىشود . گروه ديگرى از متكلمان برآنند كه بين وجود و عدم واسطهاى در كار است به نام « حال » . « حال » آن دسته از صفاتند كه وصف موجود واقع مىشوند اما خود نه موجودند و نه معدوم ؛ مانند : عالم بودن ، قادر بودن و پدر بودن و ديگر صفات انتزاعى ، كه چون وجود جداگانهاى ندارند [ و فاقد ما بازاى خارجى مىباشند ] نمىتوان در حقشان گفت : « موجودند » ؛ و چون ذاتى كه موجود است به آنها متصف مىشود ، نتوان هم گفت : « معدومند » . ايشان ثبوت و نفى را دو امر متناقض مىدانند كه ميانشان واسطهاى نيست . اين آرا جملگى اوهامى است كه براى ابطال آنها كافى است به فطرت خود مراجعه كنيم ، فطرتى كه مىگويد : عدم ، « هيچ » و بطلان صرف است و بهرهاى از شيئيت و ثبوت ندارد . اين فصل دربارهء نسبت ميان وجود و شيئيت ( - ثبوت ) گفتوگو مىكند . به عقيدهء حكما ، وجود و شيئيت مساوق « 1 » با يكديگرند ؛ يعنى هر موجودى ، داراى شيئيت بوده و ثابت مىباشد و از آن طرف ، هرچه شيئيت و ثبوت دارد موجود مىباشد . قهرا عدم نيز مساوى و برابر با لاشيئيت ( - نفى ) خواهد بود ، يعنى هر معدومى لا شىء و نيست محض مىباشد و از آن طرف ، هر لا شيئى نيز معدوم است . پس
--> ( 1 ) . تعبير « مساوق » در جائى به كار مىرود كه دو مفهوم ، هم از جهت مصداق برابر باشند و هم حيثيت و جهت صدقشان يكى باشد و ازاينروى ، « مساوق » اخصّ از « مساوى » مىباشد . مثلا مفهوم ناطق و مفهوم ضاحك بالقوّه ، مساوى با يكديگرند ، زيرا هر ناطقى ، ضاحك بالقوه است و هر ضاحك بالقوهاى ناطق است ، ولى اين دو مفهوم « مساوق » با يكديگر نيستند ، زيرا حيثيت صدقشان تفاوت دارد . به عبارت ديگر ، انسان ، از آن جهت كه ناطق است ، ضاحك نيست و از آن جهت كه ضاحك است ، ناطق نيست . اين دو امر ، دو حيثيت مختلف را در انسان تشكيل مىدهند . امّا وجود و شيئيت ، نه تنها با يكديگر مساويند بلكه مساوق نيز هستند ، زيرا حيثيت صدقشان يكى است ، يعنى يكچيز از آن جهت كه موجود است شيئيت دارد و از همان جهت كه شيئيت دارد موجود مىباشد .